واسيلى ولاديميروويچ بارتولد ( مترجم : كريم كشاورز )

612

تركستان نامه ( تركستان در عهد هجوم مغول ) ( فارسى )

كرامى تأسيس يافته بوده ، شمرده مىشده است « 1 » . حتى پدر ابو بكر در زمرهء زهاد محترم بوده . و خود ابو بكر هم در زمان سبكتگين مردى مهم محسوب مىگشته . محمود كماكان از وى و ديگر افراد آن فرقه حمايت مىكرده . عتبى اشعار يكى از شاعران آن زمان را نقل مىكند داير بر اينكه « دين » حقيقى دين محمد بن كرامى است ، هم چنان كه « فقه » حقيقى نيز فقه ابو حنيفه مىباشد . مع هذا ديگر علماء ، كراميان را به تشبيه متهم مىكردند . اين فرقه از لحاظ سخت‌گيرى به مذاهب و فرق ديگر در ميان همگنان ممتاز و ابو بكر در امر تعقيب و ايذاء مرتدان و بددينان دست راست سلطان بوده است . حتى در زمان هجوم تركان هم نفوذ و وجههء ابو بكر در ميان ساكنان نيشابور به‌حدى زياد بوده است كه فاتحان آن را خطرناك شمرده ، و بالضروره اقداماتى به عمل آوردند . زمانى كه لشكريان محمود تركان را به ترك شهر مجبور كردند ايشان ابو بكر را با خود بردند . ولى وى موفق به فرار از چنگ ايشان شد و پس از آن اهميت او در دولت محمود بيش از پيش گشت . ابو بكر به‌رغم آنكه لباس صوف ( يعنى پوشاك صوفيان ) به تن داشت رئيس نيشابور شد و همهء ساكنان شهر از وضيع و شريف « به وى با بيم و اميد مىنگريستند » . تعقيب و ايذاء بىرحمانهء مرتدان و بددينان و مصادرهء اعمال ايشان ، كه بهانه‌اى براى سوءاستفاده‌هاى فراوان بوده ، سرانجام نارضائى عامه را بر - انگيخت و سلطان پس از ترديد و تزلزل فراوان تصميم گرفت ابو بكر را فدا كند . و بارى ديگر شخصى غير روحانى و محبوب سلطان به نام ابو على حسن -

--> ( 1 ) - دربارهء فرقهء كراميه شهرستانى سخن گفته ( ترجمهء هاربروكر ، I ، 30 - 29 ، 119 و بعد ) . وى دربارهء مشبهى بودن اين فرقه و اهميت آن در زمان سلطنت محمود نيز اشاره مىكند .